تبليغاتX















پراقـــــوت

یکدیگر را دوست بدارید

یکدیگر را دوست بدارید ، اما از عشق زنجیر مسازید:

بگذارید عشق همچون دریایی مواج میان ساحل های در تموج و اهتزاز باشد.

جامهای یکدیگر را پر کنید اما از یک جام منوشید.

از نان خود به یکدیگر هدیه دهید اما هردو از یک قرص نان تناول مکنید.

به شادمانی با هم برقصید و آواز بخوانید اما بگذارید هر یک برای خود تنها باشید.

همچون سیمهای عود که هریک در مقام خود تنهاست،اما همه با هم به یک آهنگ مترنمند

دلهایتان را به هم بسپارید اما به اسارت یکدیگر ندهید.

زیرا تنها دست زندگی است که می تواند دلهای شما را در خود نگاه دارد.

در کنار هم باستید اما نه بسیار نزدیک :

از آنکه ستون های معبد به جدایی بار بهتر کشند،

و بلوط و سرو در سایه هم به کمال رویش نرسند.......

     از نوشته هاي جبران خليل در كتاب بوستان پيامبر


خدايا راضيم به رضاي تو

خدایاآنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت، تو در تنهاترین تنهایی اش تنهای تنهایش نگذار... خدایا سرنوشت من را خیر بنویس تا هرچه را که تو دیر می خواهی، زود نخواهم و هر چه را که تو زود می خواهی دیر نخواهم ... خدایا به من ذره ای از رحمت بیکرانت را ببخش تا بتوانم آنان که محبتم را تقدیمشان کردم و تحقیر شدم ،آنان که دوستشان داشتم و دشمنم داشتند و آنان که در حقم ظلم کرده اند را، ببخشم.خدایا به من قلبی ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفریده توست. خدایا آرامشی عطا بفرما که بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم...شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم.
اگر تنها ترین تنهاها شوم باز خدا هست ؛ او جانشین همه نداشتن هاست...
خدايا اشکم را به باورم ، باورم را به ايمانم و ايمانم را به يقين مبدل فرما...






جام جهان بين

در گلستان ارم  دوش چو از لطف هوا

زلف سنبل ز نسيم سحري  مي آشفت

گفتم اي مسند جم جام  جهان بينت كو

گفت افسوس كه آن دولت بيدار بخفت




بایدها ونبایدها

پر معنی ترین کلمه "ما" است آن را بکار ببندیم    عمیق ترین کلمه "عشق" است به آن ارج بنهیم

بی رحم ترین کلمه "تنفر" است آن را از بین ببریم   سرکش ترین کلمه "هوس" است با آن بازی نکنیم

خود خواهانه ترین کلمه "من" است از آن حذر کنیم   ناپایدارترین کلمه "خشم" است آن را فرو ببریم

بازدارترین کلمه "ترس" است با آن مقابله کنیم        با نشاط ترین کلمه "کار" است به آن بپردازیم

پوچ ترین کلمه "طمع" است آن را در خود بکشیم      سازنده ترین کلمه "صبر" است برای داشتنش باید دعا کنیم

روشن ترین کلمه "امید" است به آن امیدوار باشیم       ضعیف ترین کلمه "حسرت" است توجهی به آن نداشته باشیم

تواناترین کلمه "دانش" است آن را فراگیریم         محکم ترین کلمه "پشتکار" است ایكاش آن را داشته باشیم

سمی ترین کلمه "غرور" است باید در خود بشکنیمش    سست ترین کلمه "شانس" است به امید آن نباشیم

شایع ترین کلمه "شهرت" است دنباله رو آن نباشیم       لطیف ترین کلمه "لبخند" است آن را همیشه حفظ کنیم

حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت" است از آن فاصله بگیریم     ضروری ترین کلمه "تفاهم" است سعی كنیم آن را ایجاد کنم

سالم ترین کلمه "سلامتی" است به آن اهمیت بدهیم    اصلی ترین کلمه "اطمینان" است به آن اعتماد کنیم

بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی" است مراقب آن باشیم   دوستانه ترین کلمه "رفاقت" است از آن سوء استفاده نکنیم

زیباترین کلمه "راستی" است با آن روراست باشیم         زشت ترین کلمه "دورویی" است یک رنگ باشیم

ویرانگرترین کلمه "تمسخر" است دوست داری با تو چنین کنند؟

موقرترین کلمه "احترام" است برایش ارزش قایل شویم

آرام ترین کلمه "آرامش" است امید داشته باشیم تا به آن برسیم

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط" است حواسمان را جمع کنیم

دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت" است اجازه ندهیم مانع پیشرفتمان بشود

سخت ترین کلمه "غیرممکن" است باور كنیم كه وجود ندارد

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است مواظب پل های پشت سرمان باشیم

تاریک ترین کلمه "نادانی" است آن را با نور علم روشن کنیم

کشنده ترین کلمه "اضطراب" است آن را نادیده بگیریم

صبورترین کلمه "انتظار" است منتظرش باشیم

بی ارزش ترین کلمه "انتقام" است بگذاریم و بگذریم

ارزشمندترین کلمه "بخشش" است سعی خودمان را بکنیم


قشنگ ترین کلمه "خوشروئی" است راز زیبائی در آن نهفته است

تمیزترین کلمه "پاکیزگی" است رعایت آن اصلا سخت نیست

رساترین کلمه "وفاداری" است چه خوب است سر عهدمان بمانیم

تنهاترین کلمه "گوشه گیری" است بدانیم که همیشه جمع بهتر از فرد بوده

محرک ترین کلمه "هدفمندی" است زندگی بدون هدف، واهی پیمودن است


و هــدفمنــدتـرین کلــمه "موفقیت" است پس همه با هم پیش به سوی موفقیت... 


جمله روز :  برده یک ارباب دارد اما جاه‌طلب به تعداد افرادی که به او کمک می‌کنند. (بردیر فرانسوی)

 <http://lida-borna.blogfa.com/post-283.aspx>



خود ارزيابي

ديروز دوستي شفيق اين ايميل را برايم فرستاد واقعا" برايم جالب بود شما هم بخوانيد و در زندگي بكار ببنديد 

ارزیابی عملکرد
 

پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.
مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.
پسرك پرسيد: خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟
زن پاسخ داد: كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد !
پسرك گفت: خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد!
زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.
پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت.
مجددا زن پاسخش منفي بود.
پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت.
مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.
پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم.
من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند

آيا ما هم ميتوانيم چنين خود ارزيابي از كار خود داشته باشيم؟




اميد وصال

شعری از سعدی 

آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
تا برفتی ز برم صورت بی جان بودم

نه فراموشیم از ذکر تو خاموشی بود
که در اندیشه اوصاف تو حیران بودم

بی تو در دامن گلزار نخفتم یک شب
که نه در بادیه ی خارمغیلان بودم

زنده می کرد مرا دم به دم امید وصال
ورنه دور از نظرت کشته هجران بودم

به تولای تو در آتش محنت چو خلیل
گوییا در چمن لاله و ریحان بودم

تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح
همه شب منتظر مرغ سحر خوان بودم

سعدی از جور فراقت همه روز این می گفت
عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم



رنگ پیراهان اینان وصله ی ناجور کیست؟

رنگ پیراهان اینان وصله ی ناجور کیست؟

این همه آتش خدایا شعله اش از گور کیست؟

شهوت این بی نمازان، نشئه ی انگور کیست؟

 

پرده دانان طریقت در صبوری سوختند

این صدای ناموافق زخمه ی تنبور کیست؟

 

شیخ بازیگوش ما  از بس مرید خویش بود

عطسه ای فرمود و گفت این جمله ی مشهور کیست!

 

پنج استاد حقیقت حرف شان با ما یکی ست

راستی در پشت این دستورها دستور کیست؟

 

آب نوشان ادّعای خضر بودن می کنند

رنگ پیراهان اینان  وصله ی ناجور کیست؟

 

دست این پاسور بازان هر که دل را داد باخت

دوستان چشم شما در انتظار سور کیست؟

 

دین و دل دادند یارانم در این شرب الیهود

شیخ ما در باده گم شد ، مست ما مستور کیست؟

 

این که خضرش خوانده اید، اسکندر مقدونی است

این که دریایش لقب دادید چشم شور کیست؟

 

این که بر آن گوش خود بستید،  صور محشر است

این که شیطان می دمد دائم در آن شیپور کیست؟

 

آن که می زد روز و شب پیوسته لاف اختیار

این زمان ترس از که دارد؟ این زمان مجبور کیست؟

 

بعد طوفان جز کفی در کیسه ی امواج نیست

شاه ماهی های این دریا ببین در تور کیست!

 

علیرضا قزوه –مهرماه ۱۳۸۸




درس آزادي

 

 گوشه هايي از سخنراني آقاي حسن رحیم پور ازغدی

حكومتي كه حسين‌عليه‌السلام به دنبال ساختن آن بود و شهيد شد، حكومتي بود كه سطح زندگي مسئولين درجه يك و دوي آن، وزيرش، وكيلش، رئيس جمهورش، رئيس قوه‌ي قضاييه، رئيس دادگستري، رئيس مجلس و نماينده‌ي مجلس آن در حد متوسط مردم به پايين باشد. نبايد خانه‌هاي آنها در منطقه‌ي بالاي شهر باشد و در كنار اشراف زندگي بكنند. اين است حكومتي كه حسين بن علي‌عليه‌السلام براي تشكيل آن شهيد شد.

بزرگ فلسفه شاه دين اين است

كه مرگ سرخ به اززندگي ننگين است

حسين مظهرآزادگي وآزادي است

خوشاكسي كه چنينش مرام وآيين است

نه ظلم كن به كسي ني به زيرظلم برو

كه اين مرام حسين است ومنطق دين است

ببين كه مقصدعالي وي چه بوداي دوست

كه درك آن سبب فروجاه وتمكين است

ز خاكِ مردمِ آزاده بوي خون آيد

نشان شيعه و آثار پيروي اين است

ز خون سرخ شهيدان كربلا خوشدل

دهانِ غنچه و دامان لاله رنگين است

http://www.yaranesobh.com




كمان روزگار

 

تازه   جواني  ز   ره    نيشخند

گفت به پيـري كه كمانت  به چند

پـير  بخنديد و بگفت  اي  جــوان

چرخ    ترا   نيز    دهد  رايگان




زمزمه

زمزمه اي تا به صبح همنفس گوش شد

صبح دميد آفتاب ،شعر فراموش شد

روز به هرسو دوان،درپي يك لقمه نان

دغدغه روز من زمزمه دوش شد




جواني

جواني صرف ناداني شد و پيري  پشيماني

دريغا  وقت  پيري  آدمي   هشيار  ميگردد



ميلاد مولود كعبه خجسته باد

                                   شعر زيباي شهريار در مدح مولود كعبه مولا اميرالمومنين علي (ع)

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را   که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین   به علی شناختم به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند   چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ   به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن   که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من   چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب   که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان   چو علی که میتواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت   متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت   که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت   چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان   که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم   که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی   به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را
ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب   غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا


مردانگي

از سروده هاي ابوسعيد ابي الخير رحمه الله عليه

گر بر سر نفس خود اميري مردي

گر بر دگران خرده نگيري مردي

مردي نبود فتــاده را  پــاي  زدن

گر دست فتاده اي بگيري مردي



به ياد شريعتي

خدا رحمت كند شريعتي را كه در سالهاي انقلاب با مطرح كردن لغات و الفاظ جديدي كه آنروزها بيان و تفسير هر كدام مثل بمب و نارنجكي بود كه به طرف امريكا انگليس شوروي واسراييل پرتاب مي شد لغت هايي كه فكر ميكرديم فقط مخصوص دشمن و اجنبي است.....استعمار......استثمار......استحمار

چند روز پيش كه كلافه از تبليغات خسته كننده وپولساز  تلويزيون خصوصا" تبليغات فريبنده بانكها در دريايي از افكار غوطه ور بودم كمي هم به معاملات بانكها با مردم انديشيدم كه بسيار براي استعمار (عمران و آبادي) زحمت ميكشند در استثمار (بهره كشي ) از مردم بيچاره بسيار بي رحم و سنگ دل هستند و در استحمار(خر كردن) ديگران مي كوشند موسساتي كه آزادانه و با توافق چپاول مي كنند ومي تازند و كم مانده است دستگيره هاي موسسات خود را طلا كنندقرض الحسنه را به نيت خيرات ومبرات از مردم ميگيرند وقراني سود نمي دهند اما همان پول را در قبال سود ها ومشاركت ها به مردم وام مي دهند سود ماخوذه از مردم را به نرخ اروپا ميگيرند و سود سپرده مردم را به نرخ زمان شاه مي دهند!!

پيرامون اين مطلب نظريات خوبي از رييس اطااق بازرگاني و صنايع ومعادن در "ايران حال 30/3/89" خواندم بد نيست شما هم بخوانيد
 

(رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران با انتقاد شدید از قرعه کشی، خطاب به بانکها گفت: برای لاتاری تبلیغ نکنید. قرعه کشی جوایز بانکی تکرار همان لاتاری غربی ها و بر خلاف نگرش اسلامی نظیر فرهنگ تلاش و اعطای قرض الحسنه است.

به گزارش خبرنگار مهر، محمد نهاوندیان در گردهمایی قرض الحسنه های سراسر کشور با انتقاد شدید از قرعه کشی برخی بانکها گفت: ‌دراینکه برخی بانکها در تبلیغات گسترده وهزینه‌ های میلیاردی برای جوایز و لاتاری تبلیغ می ‌کنند، باید بازنگری جدی شود.

رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران افزود: باید بررسی شود که آیا بانکها از محل حاصل از سپرده‌ها درآمد کسب کرده‌اند یا خیر؟ اگر کسب کرده‌اند با چه مجوزی و اگر نکرده ‌اند چطور چنین هزینه ‌ای برای تبلیغ و جوایز صورت می گیرد.

وی با بیان این سوال که چه دلیلی دارد که از هزار نفر یک نفر متنفع شود و 999 نفر نشوند،تاکید کرد:‌ تشویق قرض‌الحسنه با حرکت فرهنگی عظیم و با نیت عبادی و نیت خیر باید انجام شود.)  

البته انتقاد خالي كارساز نيست راهكار هم بايد ارائه شود

دكتر خدا رحمتت كند سالها در مدح عدالت اجتماعي گفتيم و شنيديم آخرش چي !

البته نه اينكه فقط بانكها موسسات برق ،آب -گاز ديگر موسسات رفاهي كه يكبار پول امتياز را ميگيرند و يك عمر هم آبونمان براي توسعه تجهيزات خود را از ما ميگيرند پس پول مصارف قبوض به مصرف كـــه ميرسد؟

خدا بيامرزد شهيد مطهري را كه مي فرمود اگر هر مسلمان يك ريال بدهد ما اسراييل را از روي زمين محو مي كنيم نيست كه ببيند ميليونها برابر به عناوين گوناگون مي دهيم  كجا مي رود و چه چيز را محو ميكند خدا ميداند امان از پولهاي حرام  امان از پولهاي حرام  امان از پولهاي حرام  كه دين و مسلماني را محو ميكند

فرقي نمي كند اين حرام را يك مامور پليس راهنمايي وارد خزانه بيت المال مسلمين كند يا هر كسي ديگر !

بني اسراييل به وسوسه شيطان لعين با تعويض تخم مرغ بين مردم آنها را به حرام انداخت كه از فردايش زنا و فساد را آزاد كردند و تا بدانجا به اسفل السافلين سقوط كرده اند كه امروز هم جنس بازي يكي از قوانين وافتخارات آنهاست كه هنوز از قوم لوط پيشي نگرفته اند.......................

واي به حال ما با اين حرام خواري هاي رايج و روزمره كه هر كسي حق خود مي داند ! هنوز يادمان نرفته كه در زمان شاه هر كسي حق خود مي دانست كه از هرجايي كه شده حق خود را بگيرد دزدي رشوه تباني اختلاس .....كه هنوز هم كم نيستند اخبار ديشب 30/3/89 اختلاس هشت ميليارد و300 ميليون توماني يك كارمند بانك در كرج شاهد مدعاست بانكي كه براي 50 هزارتومان وام دوتا ضامن و يك عالمه امضا و دنگ وفنگ دارد!!!!!!!!



پند سقراط

سقراط حکیم به یکی از دوستان خود گفت:هرگز غلط ابلهان را مگیر چون به جای اینکه اصلاح عیب گفته خود را بنمایند و از شما ممنون شوند،رنجش حاصل نموده شما را دشمن می‌دارند.


ميلاد كوثر

انا اعطيناك الكوثـــــــــــر

ميلاد بانوي دوسرا   خيرالنسا  بر عاشقان اهل بيت مبارك باد




آرزو

 

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
که از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می نشود گشته ایم ما
گفت انچه یافت می نشود آنم آرزوست




غرور سنگي

 شيشه بشكستن نباشد افتخار سنگ سخت

سنگ اگر مرد است جاي شيشه سندان بشكند




تير آه

 با دل سنگينت آيا هيچ در گيرد شبي

                                  آه آتشناك وسوز سينه شبگير ما

تير آه ما ز گردون  بگذرد  حافظ خموش

                             رحم كن بر جان خود پرهيز كن از تير ما





صفحه 1 از 5
صفحه قبل | صفحه بعد